جستجو

تبلیغات



رشد دردناک

     

    خیلی دوست دارم عززززیز دلم ... پسر نازنینم ... نیما ی نفسم

     

     

    وقتی مجبور میشم دعوات کنم یا از چیزی که دوست داری محرومت کنم , خیلی بیشتر از تو درد می کشم.

    الان تو لا به لای نواز شها و بوسه های من خوابیدی و آهنگ یکنواخت نفس های نازنینت فضای اتاقت رو پر از آرامش  کرده اما قلب من اینجا میان تخت , بی قرار  ...

    عمر مادر 

    همیشه بهت گفتم بارها و بارها که حتی وقتی دارم دعوات می کنم یا ازت دلخورم همچنان دوستت دارم و عاشقتم , می دونم که می دونی چون همون موقع هم ازم می پرسی و من تایید می کنم . 

    جان مادر

    این قانون ها فقط برای رشد تو نوشته می شوند ... این تنبیه ها فقط برای تعالی تو این چنین فضای مهربان بین ما رو خراش می اندازد و چه بد که رشد فرایند دردناکی است عزیزکم ...

    ممنون که با دستهای کوچکت ... با نگاههای شفاف و با قلب آسمانیت به من زندگی می بخشی ... وقتی می گی دوستت دارم  می خوام بیام توی بغلت و بعد گرم و شیرین خودت رو در آغوشم رها می کنی تا هر چقدر که می خوام ببوسمت و فشارت بدم و قربان صدقه حضورت برم , یک دور تا خود بهشت می رم و بر می گردم .

     

    من از آن روز که در بند توأم آزادم ...


    این مطلب تا کنون 58 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 12 شهريور 1394
    منبع
    برچسب ها : دوستت دارم ,
    رشد دردناک

تبلیغات


    تبلیغات شما در این قسمت

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز پنجشنبه 10 فروردين 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر