خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





پسر شجاع

     

    پسر شجاع ما اولین تجربه دندانپزشکی رو با سربلندی پشت سر گذاشت . اونقدر با شجاعت روی یونیت خوابید و فقط لحظه ی بی حس شدن اخم مردانه ای کرد - و نه حتی قطره ای اشک - که خودم هم باورم نشد ! 

    البته که خانم دکتر مهربان و جوان و خوش رو هم عامل اصلی آرامش پسرک بود و با شیوه داستان واری که جریان رو پیش می برد مانع از ایجاد حس کلافگی و خستگی در نیما می شد.

    با هم به جنگ کرمها رفتند و با جاروبرقی و تفنگ آب پاش و موتور های برقی مختلف همه کرمها و رئیسشون رو از دندان پسرک درآوردند! که همه این ها باعث خنده آقا نیما می شد و صحنه باور ناپذیر خنده روی یونیت دندانپزشکی رو رقم می زد.

    جایزه شجاعت پسرم شد پارک ستاره که یکی از انگیزه هاش برای تحمل دندانپزشکی بود.

     

    فردای روز پرکردن دندونش اومد و گفت: خانم دکتر برای خنده و شوخی می گفت دارم کرمها رو در میارم و اون چیزهایی که در می آورد پنبه بود .

    بله ... چنین مردی  هستند ایشون :)))

     


    این مطلب تا کنون 25 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : خنده ,کرمها ,دندانپزشکی ,خانم دکتر ,
    پسر شجاع

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده